۱۳۸۸ مهر ۴, شنبه

وزارت اطلاعات کجا بود؟

این تصاویر را یک لحظه کنار هم بگذارید: محمود احمدی نژاد که در داخل ایران با بحران مشروعیت روبروست در نیویورک است. او با لحنی ملایم تر سعی میکند همان مواضع قبلی خود را حفظ کند. اما اگرچه لحن او ملایم تر شده جامعه جهانی نمی تواند ان را تحمل کند و سالن سازمان ملل خالی میشود. او در حالی خود را منتخب مردم ایران میخواند که ایرانیان تجمع کننده در بیرون خواستار استعفای دولت کودتایی وی هستند. و تصور کنید زمانی را که او سعی میکند خبرنگاران را قانع کند که برنامه هسته ای ایران شفاف و صلح آمیز است.
و یکباره خبر مثل آوار بر سرش خراب میشود. کارخانه مخفی غنی سازی اورانیوم توسط جاسوسان سازمان مجاهدین خلق لو رفته است.
هیچ چیز نمی توانست بدتر از این باشد. آقای رئیس , پر جمعیت ترین هیئت شرکت کننده در اجلاس عمومی سازمان ملل را بر میدارد و شتابان به کشور بر میگردد. که چه بکند؟ قاعدتا باید برود سراغ وزارت اطلاعات که بپرسد شما کجا بودید وقتی که گروهک منافقین اسرار مملکت را در اختیار سازمانهای امنیتی دشمن قرار میدادند؟!
البته وزارت اطلاعات مشغول اعتراف گیری از چند روزنامه نگار و احتمالا شکنجه چند جوان معترض به نتیجه انتخابات است.
پس مسیر خود را تغییر داده به قم میرود و احتمالا نزد آیت الله ... که آقا نمیدانید در سازمان ملل که صحبت میکردم یک هاله نوری بنده را احاطه کرد که همه ی حاضران از ترس پا به فرار گذاشتند!
اما از طنز تلخ ماجرا که بگذریم, باید پرسید به راستی وزارت اطلاعا ت که آنقدر سخت گیر است که چند گزارش ساده خبری را جاسوسی تلقی میکند چطور نتوانسته جلوی افشای اسرار نظامی کشور را آن هم توسط گروهی که در بد ترین و سخت ترین شرایط در حال فعالیت است بگیرد؟؟

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر