هنوز چیزی معلوم نیست. یعنی تنها خبر داریم ، چند تن از فرماندهان سپاه در یک عملیات انتحاری شهید شده اند. هنوز هیچ گروهی مسئولیت این عملیات انتحاری را به عهده نگرفته است. هنوز وزارت اطلاعات و یا ارگانهای اطلاعاتی موازی آن هیچکدام مسئولین این حادثه را شناسایی نکرده اند. البته طبق روال همیشگی برخی تریبون های رسمی واژه مبهم دشمن را مقصر دانسته اند و برخی نیز قبل از هرگونه تحقیقی آمریکا را متهم کرده اند. بالاخره او شیطان بزرگ است و مسئولان مملکت دائی جان ناپلئون !
هنوز از ماجرای لو رفتن اطلاعات هسته ای کشور خیلی نگذشته است. آن موقع مقاله ای نوشتم با این تیتر « وزارت اطلاعات کجا بود؟».
دوباره باید آن مطالب را تکرار کنم و بپرسم اینهمه ارگانهای اطلاعاتی کشور کجا بودند که نتوانستند جلوی چنین فاجعه ای را بگیرند. و با کمال تاسف و ناامیدی بپرسم آیا نیروهای امنیتی ما قادر به حفظ امنیت خود نیستند؟
پاسخ همان است که در مقاله قبلی نیز گفته بودم. نیروهای امنیتی چندگانه ما تمام هم و غم خود را صرف سرکوب اعتراضات مردمی و یا نابود کردن منتقدان و دگراندیشان می کنند. نیروهای امنیتی بجای تمرکز در مسائل امنیتی مشغول تصاحب موقعیت های اقتصادی هستند. و در نهایت بجای مسدود کردن راههای جاسوسی مشغول مسدود کردن راههای اطلاع رسانی هستند.در چنین وضعیتی طبیعی است که نتوانند از عهده مقابله با تهدیدات جدی همچون ترور و جاسوسی بربیایند.
و اما حدس و گمان ها:
سایت تابناک به گزارش از سایت پرچم آورده است: سردار شوشتری که به همراه چند تن از فرماندهان سپاه و تعدادی از سران قبایل در عملیاتی تروریستی به شهادت رسید چندی پیش در محفلی با حضور دوستانش گفته بود که "از خدا خواسته ام اینجا (سیستان و بلوچستان) محل شهادتم شود و دلم گواهی می دهد که خداوند آرزوی مرا برآورده خواهد کرد. بعد از احمد کاظمی و دیگر یاران من تنها شده ام و به همین خاطر انتظار شهادتم را می کشم. امیدوارم خداوند با شهادت من مشکلات این منطقه و معضلات آن را حل کند. "
اگرچه روش ترور که بصورت عملیات انتحاری انجام شده مشابه روشهای گروه القاعده و گروههای وابسته به آن است, اما جمله فوق نگرانیهای دیگری را در ذهن ایجاد می کند.
همین امروز صبح خبری را میحواندم مبنی بر تصفیه گسترده نیروهای قدیمی در سپاه. آیا بین این اخبار ارتباطی برقرار است؟
اما من همیشه از ساختن تئوریهای مبنی بر توهم توطئه خودداری می کنم و سعی میکنم آسان ترین تئوری را بر گزینم. اما هنوز چیزی معلوم نیست.
هنوز از ماجرای لو رفتن اطلاعات هسته ای کشور خیلی نگذشته است. آن موقع مقاله ای نوشتم با این تیتر « وزارت اطلاعات کجا بود؟».
دوباره باید آن مطالب را تکرار کنم و بپرسم اینهمه ارگانهای اطلاعاتی کشور کجا بودند که نتوانستند جلوی چنین فاجعه ای را بگیرند. و با کمال تاسف و ناامیدی بپرسم آیا نیروهای امنیتی ما قادر به حفظ امنیت خود نیستند؟
پاسخ همان است که در مقاله قبلی نیز گفته بودم. نیروهای امنیتی چندگانه ما تمام هم و غم خود را صرف سرکوب اعتراضات مردمی و یا نابود کردن منتقدان و دگراندیشان می کنند. نیروهای امنیتی بجای تمرکز در مسائل امنیتی مشغول تصاحب موقعیت های اقتصادی هستند. و در نهایت بجای مسدود کردن راههای جاسوسی مشغول مسدود کردن راههای اطلاع رسانی هستند.در چنین وضعیتی طبیعی است که نتوانند از عهده مقابله با تهدیدات جدی همچون ترور و جاسوسی بربیایند.
و اما حدس و گمان ها:
سایت تابناک به گزارش از سایت پرچم آورده است: سردار شوشتری که به همراه چند تن از فرماندهان سپاه و تعدادی از سران قبایل در عملیاتی تروریستی به شهادت رسید چندی پیش در محفلی با حضور دوستانش گفته بود که "از خدا خواسته ام اینجا (سیستان و بلوچستان) محل شهادتم شود و دلم گواهی می دهد که خداوند آرزوی مرا برآورده خواهد کرد. بعد از احمد کاظمی و دیگر یاران من تنها شده ام و به همین خاطر انتظار شهادتم را می کشم. امیدوارم خداوند با شهادت من مشکلات این منطقه و معضلات آن را حل کند. "
اگرچه روش ترور که بصورت عملیات انتحاری انجام شده مشابه روشهای گروه القاعده و گروههای وابسته به آن است, اما جمله فوق نگرانیهای دیگری را در ذهن ایجاد می کند.
همین امروز صبح خبری را میحواندم مبنی بر تصفیه گسترده نیروهای قدیمی در سپاه. آیا بین این اخبار ارتباطی برقرار است؟
اما من همیشه از ساختن تئوریهای مبنی بر توهم توطئه خودداری می کنم و سعی میکنم آسان ترین تئوری را بر گزینم. اما هنوز چیزی معلوم نیست.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر