رادیو فرانسه نوشت " با انتشار خبر تأسیسات جدید هسته ای و آزمایش های موشکی ایران درهفتۀ گذشته، تحلیلگران و سیاستمداران جهان، انتظار زیادی ازبه نتیجه رسیدن مذاکرات با ایران در اجلاس ژنو نداشتند و تیتر روزنامه ها از بن بست گفتگوها حکایت می کرد. با این حال در پایان مذاکرات، غربی ها با امیدواری از نتایج بدست آمده صحبت می کنند. "
«تابناک» نیز به نقل از خبرگزاریهای خارجی گزارش می دهد، بنا بر توافقات دبیر شورای عالی امنیت ملی با کشورهای 1+5 در ژنو، ایران بیشترین بخش تولید سه هزار پوندی اورانیوم خود را که اکنون با غلظت 4 است، به روسیه میفرستد و روسیه پس از خالص کردن این اورانیوم، آن را به میزان 5/19 درصد خلوص رسانده و سپس آن را تحویل کارشناسان فرانسوی میدهد و در ادامه نیز کارشناسان فرانسوی، این مقدار سوخت را به شکل میله درآورده و آن را برای رآکتور تحقیقاتی ایران در مرکز انرژی اتمی در امیرآباد تهران آماده می کنند که بتواند از آن برای ساخت رادیو ایزوتوپهای پزشکی بهره ببرد.
آنچه از این گزارش ها بر می آید آن است که ایران قدری از مواضع سر سختانه اش عقب نشینی کرده است. البته این عقب نشینی اگر واقعی باشد و البته در همین حدود بماند منافع ملی ما را تامین میکند و امر نامبارکی نیست. اما سوالی که ذهن نگارنده را مشغول کرده این است که چرا در گذشته این انعطاف را نشان ندادیم تا قدری از هزینه های گزاف دست یابی به انرژی هسته ای کاهش بیابد؟
بردن غنی سازی اورانیوم به یک کشور ثالث مدتهاست که توسط غربی ها مطرح شده اما از سوی دولت ایران پذیرفته نمی شد. باید از مسئولین پرسید چه اتفاقی افتاده است که امروز تن به پذیرش این خواست غرب داده اند.
در گذشته اذعان می شد که ما به کشور های دیگر اعتماد نداریم و نمی توانیم چنین پیشنهاداتی را بپذیریم. چگونه این اعتماد به یکباره حاصل شد؟ مردم ایران بخاطرعدم پذیرش این موضوع و ادامه غنی سازی هزینه های بسیاری را در عرصه بین الملل پرداختند. تحریم هایی که مشخصا در این مورد وضع شد هزینه های اقتصادی گزافی برای ایران داشت. اگر قرار بود که با افزایش فشارها تسلیم بشویم چرا از ابتدا چنین نزاعی را آغاز کردیم؟
به نظر نگارنده این عقب نشینی میتواند دو علت داشته باشد. اول اینکه این بار روسیه و چین نیز به جمع انگلستان و فرانسه و آلمان و آمریکا پیوستند.
البته در گذشته بار ها توسط کارشناسان پیش بینی شده بود که چین و روسیه تنها تا مقطعی ایران را همراهی خواهند کرد و بعد از آن در کنار غرب قرار خواهند گرفت. و اگر مقامات ایران به دوستی آنان دل خوش کرده بودند باید پاسخ گوی این اشتباه فاحش در محاسباتشان باشند.
اما دلیل دیگر میتواند وضعیت بحرانی داخل ایران باشد. دولت ایران در مورد انرژی هسته ای دو هدف آشکار را دنبال میکرد. اولی دستیابی به تکنولوژی هسته ای و احتمالا سلاح هسته ای و دومی مانور تبلیغاتی در داخل و خارج ایران.
در داخل با شعار انرژی هسته ای سعی می شد روحیه غرب ستیزی و ملی گرایی را تقویت کرده و مطالبات آزادی خواهانه مردم را سرکوب کنند. و در منطقه بین مردم توهم یک ابر قدرت از ایران بسازند. ابر قدرتی که در برابر غرب می ایستد و از حقوق مستضعفان دفاع می کند.
اما انتخابات و وقایع پس از آن نشان داد که این تبلیغات کار ساز نبوده و آزادی و البته بهبود اوضاع اقتصادی برای مردم اولویت بیشتری دارد. نیز با این گونه تبلیغات نمی توان نارضایتی روز افزون مردم را فرونشاند.
از سوی دیگر نظامی که پایگاه داخلی نداشته باشد در عرصه بین ملل نیز ناگزیر در موضع ضعف خواهد بود و با دادن امتیاز سعی خواهد کرد آنقدر وقت بخرد تا بحران داخلی را فرونشاند.
اگر این مورد آخری علت عقب نشینی در مواضع هسته ای باشد آن وقت باید از امتیاز دادن های بیشتر در آینده ترسید. چراکه این روند تا سقوط حکومت ادامه یافته و منافع ملی ایران را قربانی قدرت طلبی حاکمان خواهد کرد.
«تابناک» نیز به نقل از خبرگزاریهای خارجی گزارش می دهد، بنا بر توافقات دبیر شورای عالی امنیت ملی با کشورهای 1+5 در ژنو، ایران بیشترین بخش تولید سه هزار پوندی اورانیوم خود را که اکنون با غلظت 4 است، به روسیه میفرستد و روسیه پس از خالص کردن این اورانیوم، آن را به میزان 5/19 درصد خلوص رسانده و سپس آن را تحویل کارشناسان فرانسوی میدهد و در ادامه نیز کارشناسان فرانسوی، این مقدار سوخت را به شکل میله درآورده و آن را برای رآکتور تحقیقاتی ایران در مرکز انرژی اتمی در امیرآباد تهران آماده می کنند که بتواند از آن برای ساخت رادیو ایزوتوپهای پزشکی بهره ببرد.
آنچه از این گزارش ها بر می آید آن است که ایران قدری از مواضع سر سختانه اش عقب نشینی کرده است. البته این عقب نشینی اگر واقعی باشد و البته در همین حدود بماند منافع ملی ما را تامین میکند و امر نامبارکی نیست. اما سوالی که ذهن نگارنده را مشغول کرده این است که چرا در گذشته این انعطاف را نشان ندادیم تا قدری از هزینه های گزاف دست یابی به انرژی هسته ای کاهش بیابد؟
بردن غنی سازی اورانیوم به یک کشور ثالث مدتهاست که توسط غربی ها مطرح شده اما از سوی دولت ایران پذیرفته نمی شد. باید از مسئولین پرسید چه اتفاقی افتاده است که امروز تن به پذیرش این خواست غرب داده اند.
در گذشته اذعان می شد که ما به کشور های دیگر اعتماد نداریم و نمی توانیم چنین پیشنهاداتی را بپذیریم. چگونه این اعتماد به یکباره حاصل شد؟ مردم ایران بخاطرعدم پذیرش این موضوع و ادامه غنی سازی هزینه های بسیاری را در عرصه بین الملل پرداختند. تحریم هایی که مشخصا در این مورد وضع شد هزینه های اقتصادی گزافی برای ایران داشت. اگر قرار بود که با افزایش فشارها تسلیم بشویم چرا از ابتدا چنین نزاعی را آغاز کردیم؟
به نظر نگارنده این عقب نشینی میتواند دو علت داشته باشد. اول اینکه این بار روسیه و چین نیز به جمع انگلستان و فرانسه و آلمان و آمریکا پیوستند.
البته در گذشته بار ها توسط کارشناسان پیش بینی شده بود که چین و روسیه تنها تا مقطعی ایران را همراهی خواهند کرد و بعد از آن در کنار غرب قرار خواهند گرفت. و اگر مقامات ایران به دوستی آنان دل خوش کرده بودند باید پاسخ گوی این اشتباه فاحش در محاسباتشان باشند.
اما دلیل دیگر میتواند وضعیت بحرانی داخل ایران باشد. دولت ایران در مورد انرژی هسته ای دو هدف آشکار را دنبال میکرد. اولی دستیابی به تکنولوژی هسته ای و احتمالا سلاح هسته ای و دومی مانور تبلیغاتی در داخل و خارج ایران.
در داخل با شعار انرژی هسته ای سعی می شد روحیه غرب ستیزی و ملی گرایی را تقویت کرده و مطالبات آزادی خواهانه مردم را سرکوب کنند. و در منطقه بین مردم توهم یک ابر قدرت از ایران بسازند. ابر قدرتی که در برابر غرب می ایستد و از حقوق مستضعفان دفاع می کند.
اما انتخابات و وقایع پس از آن نشان داد که این تبلیغات کار ساز نبوده و آزادی و البته بهبود اوضاع اقتصادی برای مردم اولویت بیشتری دارد. نیز با این گونه تبلیغات نمی توان نارضایتی روز افزون مردم را فرونشاند.
از سوی دیگر نظامی که پایگاه داخلی نداشته باشد در عرصه بین ملل نیز ناگزیر در موضع ضعف خواهد بود و با دادن امتیاز سعی خواهد کرد آنقدر وقت بخرد تا بحران داخلی را فرونشاند.
اگر این مورد آخری علت عقب نشینی در مواضع هسته ای باشد آن وقت باید از امتیاز دادن های بیشتر در آینده ترسید. چراکه این روند تا سقوط حکومت ادامه یافته و منافع ملی ایران را قربانی قدرت طلبی حاکمان خواهد کرد.

تحلیل آخر درستتر به نظر می رسد...
پاسخ دادنحذف